غزلی برای فاطمه
فاطمـه در دامـن اش روح ولا می پَروَرد
با نقــاب صـورتــش حُـجب و حیـــــا می پَروَرد
سینه اش سینای عشق است و دلش دریای خون
کشتی دین است و بر دین ناخدا می پَروَرد
برای دریافت ادامـــه مطلب تمـــاس بگیرید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 11:20 توسط راميــــــن محمـــــــــدزاده
|